محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

406

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و اكثر اوايل اقليم سوم نيز بسيار گرم مىباشد ؛ به سبب قرب آن به ميل كلّى . و امّا اواخر آن به اعتبار قرب به اقليم رابع ، هواى آن معتدل است و همچنين تمام اقليم چهارم . و از اقليم پنجم تا ششم و هفتم ، ميل به برودت مىنمايند تا آن كه بسيار سرد مىگردند ؛ به اعتبار تفاوت بُعدشان از خطّ استواء ، و عدم مسافت شمس ، و عدم دوام قرب به مسافت ؛ به سبب عدم مرور آفتاب از سمت الرأس ايشان به مراتب . [ اختلاف مساكن از جهت مجاورت بحار ] و مجاورت بحار ، باعث ترطيب هوا مىگردد ؛ به سبب كثرت اختلات اجزاء بخاريهء منفصلهء از دريا . و بخارِ ارطب چيزى است كه منفصل مىگردد از آب دريا ؛ به جهت آن‌كه منفصل نمىگردد مگر الطف اجزاء آن . و امّا اجزاء ارضيهء محترقهء مالحه كه باعث ملوحت آب مىگردد ، متبخّر نمىگردد ؛ به سبب غلظت و ارضيت خود و از اين جهت است كه چون ابخره [ درياها ] مستحيل به مائيت گردد ، شيرين مىباشد . و بلد بحرى كه در ميان دريا مىباشد - از قبيل جزاير - و يا در كنار دريا باشد - مانند بنادر - معتدل مىباشد حرارت و برودت آن ؛ يعنى در فصول حارّه به سبب غلبهء رطوبت بر گرمى آن پس در كمال شدّت گرمى نمىباشد و در فصول بارده نيز در كمال شدّت سردى نمىباشد ؛ به سبب غلبهء رطوبت نيز ؛ براى آن كه احدَى الفاعلتين با رطوبت فعلشان ضعيف مىباشد و نيز به سبب افراط غلظت هوا و به سبب كثرت ابخرهء رطبه و لهذا كما ينبغى حرارت و برودت را قبول نمىنمايد . [ اختلاف مساكن از جهت مجاورت جبال ] و جبل شمالى كه در جانب شمال بلده ، كوه باشد ، باعث گرمى هواى آن بلد مىگردد ؛ به دو جهت : يكى ، از جهت منع وزيدن رياح شماليهء باردهء يابسه است . و وجه برودت آن ، آن است كه مىگذرد بر بلاد و كوه‌هاى بسيار سرد كه هميشه بر آن‌ها يخ و برف مىباشد . و امّا يبس آن ، به سبب آن است كه به سبب قلّت حرارت ابخرهء مائيهء كثيرهء مختلطهء با آن رياح